این حجم از چرت و پرت در این وبلاگ،کاملا هم با سابقه است. - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:55
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
شاید چون هیچ گاه مرگم را درون آسانسور تصور نکرده بودم - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:55
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آدم احساس مزاحم بودن بهش دست میده خب! - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 10:55
1. دوست دارم به بعضی ها بگم آخه عزیز من،شما جراح نیستی که جون یه آدم بهت وابسته باشه و مجبور باشی حتما در دسترس باشی. وقتی وسط روز میخوابی گوشیت رو سایلنت کن که بعد با بی حوصلگی و خواب آلودگی جواب ملت رو ندی،والا! 2. "ح" میگه اگه قرار بود یکی از مسئولین وزارت علوم باشه،دوتا رشته رو کلا منسوخ می کرد،...
عزیزترینِ دنیا - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 7:36
از بیرون اومدم،کوله امو گذاشتم کنار و همونجوری لباس عوض نکرده نشستم روی صندلی،داشتم پیام هامو چک می کردم که زنگ زد. با لحن کودکانه و ملتمسانه ای گفت اینا(پدر و برادر جان) چی میگن!؟ من بیرون بودم حالا که اومدم میگن تو زنگ زدی و گفتی نمیای. میخندم و میگم نه عزیز دلم باهات شوخی کردن،میام. کیفش کوک میشه...
بدون عنوان - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 7:36
+بعد از نوشتن پست یاد اینxa0پست احمدرضا نخجوانی افتادم،نمیدونم الهام بخش بوده برام یا نه،به هر حال خوندنش قطعا خیلی بهتر از چرت و پرت هایی که من نوشتمه. کی اینقد بزرگ شدیم؟ کی زندگی اینقدر جدی شد؟ من دلم هنوز پیش اون دختر بچه ایه که با موهای لَخت قارچی صبح تا شب پا به پای پسرای فامیل می دوید و محض ر...
بالاخره پاییز شد! - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 6:56
به بهونه ی دفترچه ای که نمیدونم برای چی میخوامش تو این هوا زدم بیرون،خدا شفام نده تا یه ذره بخندیم:-))xa0 + اون دختره تو سلف نشونه بود؟پس چرا من هنوز خودمو میزنم به نفهمی:-(xa0 +این پست عکس هم داره که به دلیل پاره ای از مشکلات بعدا آپلود میشه :$xa0
فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه! - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 5:23
1.دقیقا سالی که کنکور داری همه ی فرصت هایی که انتظارش رو میکشیدی یکی یکی میان سراغت و تو هم فقط میتونی باهاشون بای بای کنی،اینجاست که دیگه واقعا باید گفت شت! 2.دو روز متوالی با دو تا آدم صحبت کردم،دوتا آدمی که همسن بودند و در موقعیت های کاملا مشابه قرار داشتند،اما انرژی که ازشون گرفتم 180درجه با هم ...
کِرْم ذهن - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 5:23
1. میزم رو تمیز کردم که آشفتگی بیرونی از بین بره و بلکه کلیدی باشه برای حل آشفتگی درونی. مدیونید فکر کنید بعد از 1ساعت به حالت عادیش برنمی گرده:-)) پ.ن. زمان کنکور کارشناسی بعضی شب ها تختم وحشتناک پر از کتاب و بهم ریخته بود که روی زمین میخوابیدم:-Dxa0 2. یه چیزی حدود یک ماه هست که ذهنم رو درگیر کرده...
تاثیرات موی فر در انتخاب رشته - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 20:48
من هنوز نفهمیدم چرا 70درصد(مدیونید فکر کنید از خودم تخمین زدم) این هنری ها موهاشون فرفریه؟ مثلا اینجوریه که با خودشون میگن خب من موهام فرفریه برم هنر بخونم؟:-Dxa0 هر کی میدونه بیاد بگه #جدی +بین پسرایی که کامپیوتر میخونند هم زیاد این مدلی دیدم:|xa0
۱۳۴ام - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 0:08
هوا که خنک میشه،صبح زود از خواب بیدار شدن برام سخت تر میشه،دلم میخواد بچسبم به پتو و ولش نکنم.باید یه فکری براش بکنم. هم اتاقی جدیدم ساعت 6:30 پاشده رفته بِدَوه،با خودم میگم چه حالی داره. قبلا معماری میخونده و انصراف داده و امسال دوباره کنکور شرکت کرده.6-5سال پیش همش به اینور اونور میزدم که یه دانشج...
دلتنگی،خریت و باقی قضایا - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:22
راهنمایی که بودیم معلم هامون همیشه میگفتند،دیگه کم کم باید عادت کنید که وقتی ما حرف می زنیم خودتون جزوه بردارید،توی دبیرستان از این خبرها نیست. دبیرستان که رفتیم،بازم همون رویه پیش اومد و ما هیچ فرقی نکردیم،دوباره معلم ها تاکید می کردند که توی دانشگاه استاد که نمیاد بهتون جزوه بگه،میاد پای تخته درس ...
نقشه جان:-) - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:25
اگر گوگل مپ و یه اینترنت پرسرعت رو به من بدن تا ساعت ها سرگرم میشم و کاری به هیچ کس ندارم. یادمه از بچگی هم عاشق نقشه بودم.ابتدایی که بودم زمان هایی که معلممون سر کلاس تکلیف می داد، سریع انجام میدادم و توی زمان اضافه ای که داشتیم با دوستم از روی نقشه ی کتاب نقشه بازی می کردیم! همون زمانی که آرزوی هم...
کنکوری بیچاره - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:25
1. بعد از این که سال دوم هم یه رتبه ی افتضاح آورد برخلاف اصرارهای پدر و مادرش برای خوندن یه رشته ی مهندسی توی دانشگاه آزاد شهر خودش، رفت شبانه ی یه دانشگاه داغون توی شهرستان،اونم یه رشته ای که هیچ کس قبولش نداشت.اما با علاقه و مصمم. از اون موقع شده بود سوژه ی همه ی فامیل،تا حرف از قدبازی و خریت و اد...
همین ها هستند که آبروی دخترها رو بردند - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:25
تا حالا نمیدونستم همچین موجوداتی وجود خارجی هم دارند،فکر می کردم فقط توی جوک ها هستند:|xa0 فرض می کنیم(فرض محال) این مدل حرف زدن خیلی هم بامزه و باحاله، حالا جلوی دوستات این مدلی حرفی میزنی،جلوی دوست پسرت این مدلی حرف میزنی،وقتی میخوای خودت رو برای خانواده ات لوس کنی اینجوری حرف میزنی،باشه قبول. نه ...
Gloomy friday - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:25
1.فکر میکنم دارم به مراحلی از عرفان میرسم،میگید چرا؟ بدون این که متوجه تاریکی هوا بشم و چراغ رو روشن کنم،همچنان در حال مطالعه ام. وارد مترو که میشم بدون این که به ذهنم برسه که به اطرافم نگاه کنم که جای خالی پیدا کنم برای نشستن،میرم یه گوشه می ایستم و چند مورد دیگه:-Dxa0 2.اگه بعضی ها جمعه ها نمیومدن...
ترم مقدس - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:25
1.هیچ موقع فکر نمی کردم دوباره مجبور بشم با این استاد درس بردارم،یه جورایی انتخاب بین بد و بدتر بود :-(((2.کل تابستونم با رویای این سپری شد که استاد دیوونه ی دانشکده برای یک سال داره میره فرصت مطالعاتی،اما همین یک ساعت پیش که مجبور شدم باهاش درس بردارم فهمیدم خیال خامی بیش نبوده.واقعا نمیدونم چجوری ...
دفاع در دفاع - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:25
"نون" هفته ی بعد قراره از تز دکتراش دفاع کنه. این هفته که دیدمش بهش گفتم حتما تا الان اسلایدهات رو آماده کردی و بهش مسلطی دیگه؟! میگه: نه،وقت نکردم هنوز. من: :|xa0 هیچی دیگه از اون موقع بهش استرس وارد شد و در نتیجه من الان به جای زبان خوندن دارم دنبال تم و رنگ بندی و عکس و... می گردم:-/xa0 پ.ن: "ح" ...
موففففقییییت به همین غلظت - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:24
چند روز پیش رفته بودم سلف ناهار بخورم،انگار روز ثبت نام ترم اولی ها بود،البته همچین ترم اولی هم نبودن و دانشجوهای ارشد و دکتری بودند:-Dxa0 سلف پر از خانواده بود،منم رفتم کنار یه پسر کوچولو و باباش نشستم،از اونجایی که مادر خانواده نبود،حدس زدم مشغول فرایند مزخرف ثبت نام باشه. اگه از این بگذریم که پسر...
روز اول دانشگاه خود را چگونه گذراندید؟ - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:24
یک ساعت وقت پرت داشتم و به کتابخونه ی هنر نزدیک بودم،رفتم اونجا 4تا تست بزنم،گوشی و کتاب آمار مهندسی رو روی میز به امان خدا ول کردم و بین قفسه ها غرق شدم،اون بین همش استرس اینو هم داشتم که مسئولش از ندامت و خریت توی چشمام بفهمه فنی میخونم و پرتم کنه بیرون بگه تو رو چه به این کتاب ها،برو راس و فروند ...

برچسب‌های مرتبط

از نشانه های بارداری | از نشانه های ظهور امام زمان | از نشانه های آوایی در جدول | وای از آذر | واي از آذر | نارنجی پوش | نارنجی همان سیاه است | عزیزترین دنیا | عزیزترین عزیز دنیا | عزیزترین داداش دنیا