تا حالا شده حس کنی کاش دنیا تو این لحظه متوقف بشه؟

خرید بک لینک

دیروز یه روز کاملا معمولی بود، صبح رفته بودم کتابخونه، ناهار خورده بودیم، من قرمهسبزی فریزشدهی مامان و الف مرغ دستپخت باباش. چای بعدازظهرمون رو توی جای همیشگی نوشیده بودیم و الف رفته بود که به کلاس زبان فرانسهاش برسه. منم یک ساعت بعد وسایلم رو جمع کرده بودم تا به قرار ساعت 6:30ام برسم. هیچ موقع اون ساعت از کتابخونه نزده بودم بیرون، همیشه شب برمیگشتم که هوا تاریک بود. اما دیروز که زدم بیرون دم غروب بود، آسمون صورتی شده بود و ایستگاه اتوبوس خلوت بود. فقط من بودم و یه آقای مسن. روی نیمکت نشستم و به حرکت پرچمهای ساختمون اون طرف اتوبان زل زدم.

همون لحظه یه جرقه از ذهنم گذشت، کاش دنیا همین الان استاپ میشد!

میدونی؟ نه فکری پشت سرش بود و نه هیچ چیز دیگهای. انگار یه الهام بود یا یه چیزی تو این مایهها. یه حس درونی یهویی و بیمعنا. اما عجیب و حسرتآلود.


روز اول دانشگاه خود را چگونه گذراندید؟...

ما را در سایت روز اول دانشگاه خود را چگونه گذراندید؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 18:13

صفحه بندی