رویاهات رو زندگی کن | بلاگ

رویاهات رو زندگی کن

تعرفه تبلیغات در سایت

این هفته که از تهران برگشتم،متوجه شدم که اهالی خونه قصد انبارتکانی کردند و دفتر و دستک های قدیمی من رو هم جمع آوری کرده و برای تحویل به مرکز بازیافت آماده کردند.البته نخواستند من در این زمینه به زحمت بیفتم و وظیفه ی انتخاب چیزهای به درد نخور و دور ریز رو هم خودشون بر عهده گرفتند:| 

اینجوری شد که من مجبور شدم دوباره کارتن ها و پاکت های بزرگ رو به هم بریزم و مطمئن بشم که چیز مهمی جزو اون ها نیست.

خب مشکل خاصی نبود،به جز این که دفترچه خاطراتی که مربوط به 13-14 سالگی ام بود آب شده بود و رفته بود زیر زمین.من خودم جرات نمی کنم لای اون دفتر  رو باز کنم،از بس از تفکرات و دغدغه های اون موقعم خجالت میکشم،هیچی دیگه الان فقط دعا می کنم که دست کسی نیفته:-D 

در همین حین این کتاب رو پیدا کردم:

11سالم بود که رفته بودم خونه ی عمو بزرگه.دختر عموم اون موقع کنکوری بود،توی اتاقش نشسته بودم و حوصلم سر رفته بود،متوجه شد و این کتاب رو بهم داد که سرگرم بشم.بار اولی بود که یه رمان خارجی میخوندم، لابلای اسامی افراد و توصیف ها گیج شده بودم،اما کمی که گذشت لذت خوندنش رو با تمام وجود حس کردم.بعد از اون 3-4 مرتبه ی دیگه هم این کتاب رو خوندم.عاشق اراده ی پسرک رنگ پریده ی دیابتی داستان و توصیف های فوق العاده ی نویسنده شده بودم،به طوری که سفر به مراتع کوه آلپ از همون موقع شد یکی از بزرگترین آرزوهام.

از قضا امروز این سایت رو دیدم.نفسم بند اومده بود از خوشی و هیجان.

من هم بالاخره از یه روزی همونجوری زندگی میکنم که همیشه آرزوش رو داشتم.

تا به حال فقط بهانه می آوردم و اشکال تراشی می کردم اما امروز فهمیدم که زندگی اون قدر کوتاه و بی ارزش هست که جایی برای ایستادن و سکون نیست.

این فقط ذهن خود ماست که محدودیت ها رو میسازه و بهشون دامن میزنه.

این دنیا چه ارزشی داره که من بخوام خودم رو محدود کنم،این همه سال نقش دختر خوب و حرف گوش کن رو بازی کردم،اما دتس ایناف واقعا.

یک ماه پیش قول یه سفر یک روزه ی اصفهان رو به الف داده بودم،امروز قطعیش کردم برای دو هفته ی بعد.

برای شروع رفتم نقشه ی مترو و اتوبوسرانی اصفهان رو سرچ کردم و اطلاعات بعدی و برنامه ریزی برای دیدن اماکن رو هم به مرور انجام میدم،اگر خدا بخواد میریم که داشته باشیم یه سفر ارزون و هیجان انگیز رو:-) 

...
نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:25