روز اول دانشگاه خود را چگونه گذراندید؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

این مدت اینترنت و بیان و لپ تاپ، همه باهام سر ناسازگاری گذاشتند.

چند بار اومدم براتون نظر بذارم اما لحظه‌ی ارسال همه چی پرید.الان هم اومدم پست بذارم بازم همه چی پرید.

بهتره همون سکوت رو در پیش بگیرم.

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 17:07
برچسب‌ها :
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 17:07
برچسب‌ها :
1. با این تصویر ذهنی، مکالمه‌ی خیالی زیر را بخوانید. - ایمیل زدنات اذیتت نمی‌کنه؟ -- نه - اما دهن ما رو سرویس کرده حقیقتا:| 2. شب تاسوعا پسر عموم کنارم نشسته، بهم کیس معرفی می‌کنه، چرا اینقد تباهید خب؟:))))))))))))))))) 3. مامان بعد از 25 سال زندگی مشترک، برای اولین بار به صورت مجردی رفته سفر،اون هم به اصرار زیاد ما و تا لحظه‌ی آخر نگران! فکر می‌کنم این نسل هیچ موقع تکرار نمیشه. 4. چرا وقتی میگم
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 17:07
برچسب‌ها :
به طرف گفته باید یه سری شروط ضمن عقد مثل حق طلاق و سفر و تحصیل و شغل و ... داشته باشیم. طرف هم با حالت دلخوری گفته من قبلا بهت گفته بودم آدم آزاداندیشی هستم، بنابراین چرا باید این شرط‌ها بهم تحمیل بشه. الان هم نگران هست که نکنه این شروط به گوش خانواده‌ها برسه و بهشون بربخوره و بدبخت بشه!!! دارم از درون آتیش می‌گیرم و هیچ کلمه‌ای نمیتونه حالم رو توصیف کنه... این آقای طرف روشنفکرترین مردی بود که دو
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 21:58
دیشب که تا 8:45 دانشکده بودم،دیشب که با یه دختری که فقط میدونم دانشجوی سال آخر داروسازی بود،تو یه مسیر نه چندان مطمئن سوار یه ماشین شخصی شدیم،دیشب که فقط 2-3 ساعت خوابیدم... امروز صبح زود که پارکینگ دانشگاه رو در به در دنبال استادم گشتم،امروز غروب که با یه بستنی نون خامه ای دستم و در حال گوش دادن آهنگ فرانسوی که ص برام فرستاده بود،از سر پایینی دانشگاه برمی گشتم خونه،امشب که لم دادم روی مبل خونه ی
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 21:58
برچسب‌ها : بیشتر,

دو هفته‌ی سخت پیش رو دارم از کارهای پیچ در پیچ خودم گرفته تا مراسم الف، کسی که به عنوان خواهرش روی من حساب باز می‌کنه.

امروز شرایط جسمی خوبی هم نداشتم، یه دکتر جوون، از این‌هایی که اعتماد به نفس ازشون فوران می‌کنه، معاینه‌ام کرد. امیدوارم با معاینه‌ی نصفه نیمه‌اش که اصرار داشت کافی هست، درست تشخیص داده باشه که چیزیم نیست.از صبح تپش قلب و حالت تهوع نمیذاره تمرکز کنم.

آهنگ خوب گوش بدیم تا حالمون بهتر بشه، گوربابای دنیا:)

نویسنده : بازدید : 16 تاريخ : سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 21:37
برچسب‌ها :
روی سرامیک های سرد کف اتاق نشستم و به دیروز ظهر فکر می کنم که داشتم با محله های خاطره انگیز تهران خداحافظی می کردم،به دیشب فکر می کنم که برسرزنان می گفتم من قرار نبود قبول بشم، برنامه های یک ساله ام رفت روی هوا و بقیه هارهار بهم میخندیدن! به این فکر می کنم که چجوری تا 20 روز دیگه فارغ التحصیل بشم و پایان نامه کوفتی رو تحویل بدم. به این فکر می کنم که الان باید خوشحال باشم که اولویت سومم و یکی از قد
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 19:16
برچسب‌ها : ماندنی,انگار,
خب بهتره از این بگذریم که برای انتخاب استاد و موضوع پایان‌نامه‌ چه مراحلی رو گذروندم، فقط همین رو بگم که طی چند ماه،چندین موضوع رو بررسی کردم تا آخر سر روزی که با استادم قرار داشتم تا موضوع رو فیکس کنم،دقیقا یک موضوع مشخص توی ذهن دوتامون بود:) الان نزدیک 1 ماه هست که دارم مقاله می‌خونم.بعد نکات مقاله‌ها رو توی یه فایل word یادداشت می‌کنم.این اواخر حس می‌کنم دیگه یه چیزی گیجه گرفتم بین این همه مقال
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:52
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱ ) مرداد ۱۳۹۶ ( ۷ ) تیر ۱۳۹۶ ( ۸ ) خرداد ۱۳۹۶ ( ۶ ) ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۰ ) فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ ) اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۰ ) دی ۱۳۹۵ ( ۸ ) آذر ۱۳۹۵ ( ۶ ) آبان ۱۳۹۵ ( ۶ ) مهر ۱۳۹۵ ( ۶ ) شهریور ۱۳۹۵ ( ۷ ) مرداد ۱۳۹۵ ( ۴ ) تیر ۱۳۹۵ ( ۷ ) خرداد ۱۳۹۵ ( ۳ ) ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۲ ) فروردين ۱۳۹۵ ( ۴ ) اسفند ۱۳۹۴ ( ۲ ) بهمن ۱۳۹۴ ( ۶ ) دی ۱۳۹۴ ( ۴ ) آذر ۱۳۹۴ ( ۴ ) آبان
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:52
برچسب‌ها : انصافا,قوطی,
1. ایمیلم رو ریپلای کرده و با لحن خطاب به دانشجوی دکتراش، به من و اون ایمیل فرستاده. چیزی که مدت‌ها انتظارش رو می‌کشیدم در گرو پاسخ اون دانشجوی عزیز قرار داره.خب لعنتی چه کاریه، می‌ذاشتی حداقل بین خودتون باشه. :/ 2. اتاقم در فرایند رنگ‌کاری قرار داره، در حالی که کل زندگیم توی همه‌جای خونه پخش و پلاست و خودمم مثل آوارگان سومالی گوشه‌ی اتاق مامانم اینا نشستم روی زمین و وسایل مورد نیازم دور و برم پخش
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:52
برچسب‌ها : جمعه,نوشت,
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ... 10 صفحه بعد