بدون عنوان | بلاگ

بدون عنوان

تعرفه تبلیغات در سایت

+بعد از نوشتن پست یاد این پست احمدرضا نخجوانی افتادم،نمیدونم الهام بخش بوده برام یا نه،به هر حال خوندنش قطعا خیلی بهتر از چرت و پرت هایی که من نوشتمه.

کی اینقد بزرگ شدیم؟

کی زندگی اینقدر جدی شد؟

من دلم هنوز پیش اون دختر بچه ایه که با موهای لَخت قارچی صبح تا شب پا به پای پسرای فامیل می دوید و محض رضای خدا هیچ موقع سر زانوی پاهاش سالم نبود.

باید به الف بگم،باید بهش بگم منِ 2 ماه پیش، الان،تو همین لحظه یه آدم دیگه شده،باید برم بهش زنگ بزنم بگم فردا ظهر از مدرسه که میاد ناهار بیاد پیشم.باید همه ی حرف های اون شبم رو پس بگیرم.

همون شب تابستونی که تازه ترم تابستونیش تموم شده بود و شام دعوتش کرده بودم،باید بگم من دیگه آدم اون شب نیستم،تو هم نباش.

آره باید بهش بگم زندگی جدی تر از اون موقعی شده که روی فرش اتاقت آبرنگ ریختیم و سریع پاکش کردیم که مامانت نفهمه!

باید بهش بگم....

باید اون شام لعنتی رو با یه ناهار لعنتی تر بشورم بره......


بدون عنوان,بدون عنوان احمد يونس,بدون عنوان مدحت صالح,بدون عنوان ابوبكر الامين,بدون عنوان بولس جورج,بدون عنوان السودان,بدون عنوان فيلم,بدون عنوان ابونا بولس جورج,بدون عنوان فيس بوك,بدون عنوان لابونا بولس جورج,...
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 7:36