روزی که به خیر گذشت

ساخت وبلاگ

با این‌که دیروز هر کی بهم می‌رسید و از اوضاعم مطلع میشد، امید به زندگیش یه 10 سالی بالاتر می‌رفت و بهم پیشنهاد خودکشی می‌داد، امروز نه تنها به خودکشی فکر نمی‌کردم خیلی هم خوب بودم، دیشب خیلی کم خوابیدم اما سرحال بودم.

امروز حس کردم چقد هم‌کلاسیامو دوست دارم.( اکثرشون رو) "م" مثل همیشه کنارم بود، "الف" داوطلبانه اومد بهم کمک کرد، "ر" با حرف‌های امید بخش و مثبتش حالمو بهتر کرد و کلا همه خیلی خوب بودن. جَومون رو دوست دارم.

 امتحان سه‌شنبه‌ام عقب افتاد و خوشحال‌تر شدم. بعد از ظهر هم رفتم گردهمایی انجمن. علاوه بر این‌که یه چندتا از دخترای کلاس دکتر رو دیدم، در کمال تعجب و خوشبختی الف هم اومده بود ، آخرین بار سر افطاری دیده بودمش، با کاپشن جذاب‌تر شده بود لعنتی، دیگه گفتم امروز روز منه :)))))))) گردهمایی هم بد نبود، استاد گوگولی "ع" اینا هم جزو سخنران‌ها بود، خیلی خوب بود. دلم می‌خواست یکی از گزینه‌های استاد راهنمام باشه.

الان هم منتظرم ببینم یه ایمیلی بهم میرسه یا نه، اگه نیاد خوبه، اگر هم بیاد خب حتما صلاح بوده، من تلاشم رو کردم :)

+ اومدن آلبوم جدید اونسنس هم از امید به زندگی‌های چند روز اخیر بوده :D

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 16:56